کلمات مترادف دروس1و2و3فارسی خوانداری چهارم
کلمات مترادف درس 1 خوانداری چهارم
دوش:کتف،شانه
سار:پرندهای شبیه گنجشک
تپید:جنبید،حرکت کرد،بیقرارشد
شاپرک:پروانه
گریخت:فرارکرد
ده:روستا
رمه:گّله
هوهو:صدایی که ازبادشنیده میشود
پهنه:میدان،سطح
کلمات مترادف درس 2 خوانداری چهارم
اوایل:جمع اول،ابتدا
لطیف:نرم
دلنشین:جذاب
جامه:لباس
عهده:مسولیت،وظیفه
مهاجرت:کوچ،ازجایی به جایی رفتن
معتدل:آب وهوایی که نه گرم است ونه سرد
شگفتی:تعجب،حیرت
سپری شدن:گذشتن
پیمودن:طی کردن
پیشین:گذشته
بیابند:پیداکنند
دشواری:سختی
کمیاب:آنچه کم است
ناچار:ناگزیر،مجبور
جنب وجوش:تلاش وفعالیت بسیار،هیجان
نیرومند:قوی
پی درپی:پشتسرهم
راهیابی:پیداکردن راه ومسیر
نهاده است:قرارداده است
کلمات مترادف درس3خوانداری
آسیاب:دستگاهی برای خردکردن وآردکردن گندم،جوودانه های دیگر
آفرین:درود
می لنگید:درراه رفتن ناتوان بود
حدس:گمان،فکر
معذرت خواهی:عذرخواهی
اندیشیدم:فکرکردم
گودافتاده بود:فرورفته بود
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۶ ساعت 23:48 توسط روح اله کردستانی
|
زلال تر از آبی احساس و عمیق تر از دریای شوق و اخلاص کجا می توان یافت مگر در دنیای کودکی .صفای این دنیا ،من را به عنوان یک آموزگار و معلم برآن می دارد تا به دنبال راه های چگونگی پرورش این همه ...باشم. حضور در کنار این امانت های الهی ،حضور در برابر یک دنیا پاکی و تسلیم در مقابل ندای وجدان است. شما دوست عزیز می توانید با نظرات سازنده خود راهگشای من باشید.