کلمات مترادف درس 1 خوانداری چهارم

دوش:کتف،شانه
سار:پرنده‌ای شبیه گنجشک
تپید:جنبید،حرکت کرد،بی‌قرارشد
شاپرک:پروانه
گریخت:فرارکرد
ده:روستا
رمه:گّله
هوهو:صدایی که ازبادشنیده می‌شود
پهنه:میدان،سطح
کلمات مترادف درس 2 خوانداری چهارم

اوایل:جمع اول،ابتدا
لطیف:نرم
دلنشین:جذاب
جامه:لباس
عهده:مسولیت،وظیفه
مهاجرت:کوچ،ازجایی به جایی رفتن
معتدل:آب وهوایی که نه گرم است ونه سرد
شگفتی:تعجب،حیرت
سپری شدن:گذشتن

پیمودن:طی کردن
پیشین:گذشته
بیابند:پیداکنند
دشواری:سختی
کمیاب:آنچه کم است
ناچار:ناگزیر،مجبور
جنب وجوش:تلاش وفعالیت بسیار،هیجان
نیرومند:قوی
پی درپی:پشتسرهم
راهیابی:پیداکردن راه ومسیر

نهاده است:قرارداده است
کلمات مترادف درس3خوانداری
آسیاب:دستگاهی برای خردکردن وآردکردن گندم،جوودانه های دیگر
آفرین:درود
می لنگید:درراه رفتن ناتوان بود
حدس:گمان،فکر
معذرت خواهی:عذرخواهی
اندیشیدم:فکرکردم
گودافتاده بود:فرورفته بود