علل فراموشی
پس دقت و توجه و تمرکز در امور جاری باعث تثبیت مطالب و تهییج افکار و تأثیر بی حد و اندازه در تجربیات است. توجه کردن ، تجربه کردن خود از آنجا سرچشمه گرفته که می گویند : کار نیکو کردن از پر کردن است.
۱-توجه کردن و درک کردن:
دو فرآیند « توجه کردن و درک کردن» کاملاً به یکدیگر وابسته هستند. در واقع پدیده های خاصی تحت عنوان توجه کردن و درک کردن قرار می گیرند، شبیه و یکسانند. آنچه را یک نفر روان شناس با عنوان « تغییر در توجه کردن» بحث می کند یک روان شناس سوال می کند « در هر لحظه شخص به چند چیز می تواند توجه کند»؟ و روان شناس دیگر سوال می کند: « در هر لحظه ما چند چیز را می توانیم درک کنیم»؟ ولی در موارد دیگر این دو فرآیند را می توان کاملاً از یکدیگر تشخیص داد. در بیشتر موارد توجه کردن بر درک کردن مقدم است و در این موارد بعد از آنکه به چیزی توجه کردیم چیزی را درک کردیم ولی باید توجه داشت که همیشه بعد از آنکه به چیزی توجه کردیم لزوماً آن را درک نمی کنیم. ممکن است شخص توجه خود را برای شنیدن صدایی که انتظارش را دارد معطوف کند ولی صدا به او نرسد یا ممکن است شخص نگاه کند ولی نتواند چیزی را که بدنبالش می گردد، ببیند. تفاوت دیگر فرآیند توجه کردن و درک کردن آن است که توجه کردن به تنهایی و به خودی خود سازمان یا معنی تجربه ادراکی را تعیین نمی کند. ممکن است یک موقعیت یکسان بوسیله همه کسانی که به آن توجه می کنند، بطور متفاوت درک شود. ممکن است این موقعیت برای همه آنها با معنی باشد، ولی معنی آن برای هر فرد، متأثر از تجربه های قبلی اوست.
به فرآیند توجه کردن از نقطه نظر « ادراک» ، اصطلاحاً «بازخورد قبل از ادراک» یک «واکنش انتظار و کشف» یا « سازگاری ادراکی انتظاری » گفته می شود. یکی از جنبه های توجه کردن ، همین آمادگی برای تحریک شدن یا درک کردن است. هرچند فرآیند توجه کردن متضمن نوعی آمادگی برای درک کردن است، ولی این نوع آمادگی برای درک کردن ، بدون فرق گذاری یا بدون تشخیص نیست، ولی این نوع آمادگی برای درک کردن ، بدون فرق گذاری یا بدون تشخیص نیست. البته ما نه همه چیز را متوجه می شویم. در واقع ، توجه کردن به طور زیادی انتخابی است. دریافت کنندگان موجود در بدن ما بطور مداوم بوسیله محرک های بی شمار تحریک می شوند، ولی تعداد نسبتاً اندکی از این محرک ها بر دریافت کنندگان اثر می گذارند و ما از آنها آگاه می شویم یا سازگاری ما را تغییر می دهند. یکی از دلایل آن امر این است که راه های ارتباطی بین دریافت کنندگان کرتکس مخ دارای ظرفیت محدودی برای انتقال خبر است.
در این مورد وضع چنان است که گویی یک مکانیزم تصفیه بین دریافت کنندگان و کرتکس مخ واقع شده تا بعضی انتخاب شوند و مانع از عبور خبرهای دیگر گردند. صرف نظر از نوع مکانیزم مورد بحث، چنین به نظر می رسد هر نوع خبری که مورد فرد است یا هر نوع خبری که در همان لحظه با احتیاجات یا علایق فرد مربوط است، به احتمال بسیار بصورت رمز در می آید و از این راه های ارتباطی می گذرد. ضمناً، به احتمال زیاد حوادث تازه نیز از این راه ها می گذرند. ضمناً در سطح کرتکس مخ نیز، این نوع انتخاب خبر انجام می گیرد.
حال پاسخ به این سوال که وقتی یک خبر به کرتکس مخ رسید، باعث توجه فرد می شود یا خیر؟ به عواملی مثل فعالیتی که در جریان است و نیز خبری بستگی دارد که قبلاً در دسترسی بوده است. گاهی حوادث تازه یا غیرمنتظره ای که شدت آنها زیاد است، از راه های ارتباطی می گذرند و به مخ می روند. در این مورد وضع چنان است که گویی توجه شخصی به این حوادث بطور غیرارادی و حتی بازتابی پاسخ می دهد.
توجه کردن در موقعی که فرد آن را ارادی یا بر حسب عادت انجام می دهد، بیشتر انتخابی است. « توجه کردن ارادی»وقتی به وقوع می پیوندد که ما به دنبال چیزی می گردیم یا مثلاً کوشش می کنیم نکات مهم یک سخنرانی را یادداشت کنیم. « توجه کردن عادتی» از طریق آمادگی های کم و بیش پایدار ما- مثل آمادگی هایی که از قبل ما را مستعد یا آماده می کنند تا به آنچه که از جنبه خاصی برای ما جالب است، توجه کنیم- بوقوع می پیوندد. برای مثال آمادگی پزشک برای شنیدن صدای تلفن و آمادگی همسر او برای شنیدن صدای کودک خردسالش یا آمادگی ما برای اعمال خوب دوستان و دیدن اعمال بد دشمنان نیز از این نوع است.
۲-بعضی از جنبه های توجه کردن:
فرآیند توجه کردن را می توان از چهار نقطه نظر کاملاً آشکار ، مورد بررسی قرار داد. اول اینکه فرآیند توجه کردن مستلزم سازگاری دریافت کنندگان است. دوم اینکه در این مورد یک « سازگاری وضعی» کم و بیش کلی وجود دارد. سوم اینکه وقتی فرد به چیزی توجه می کند، از تنش های عضلانی یا احساس مربوط به کوشش خود، آگاه است و این وضع خاصه وقتی صادق است که فرآیند توجه کردن مدتی به طول انجامد. بالاخره از خصوصیات خاص فرآیند توجه کردن آن است که به تدریج به روشنی به آن اضافه می گردد و واضح تر می شود و توجه به جزئیات افزایش پیدا می کند. بعضی از این جنبه های توجه کردن را می توان به سادگی در خود یا دیگران، مشاهده کرد. جنبه معمایی و جنبه مختلف سازگاری را که در توجه کردن به وجود می آید، می توان به بهترین وجه در دیگران مشاهده کرد.
الف)سازگاری وضعی:
این نوع سازگاری مخصوصاً وقتی دیده می شود که شخص برای دیدن چیزی که روی زمین است ، متوقف یا خم شود. وضع یا حالتی که شخص موقع توجه کردن بخود می گیرد ممکن است بدون احساس خستگی برای مدت زیادی بطول انجامد. در این مورد هر چه شی مورد نظر برای شخص بیشتر جالب باشد، این مدت نیز طولانی تر است. در این مورد می توان گربه ای را مثل زد که با پنجه های آماده خود برای گرفتن موشی که می خواهد از سوراخ خود بیرون آید، آماده حمله شده است یا سگی را مثال زد که آماده حمله می باشد.
ب)تنش عضلانی:
در هر سازگاری وضعی ، تنش عضلانی وجود دارد، ولی گاهی این تنش چنان دقیق و ظریف است که بطور عادی و بدون کمک گرفتن از دستگاه ها و وسایل خاص،نمی توان آنرا مشاهده کرد. برای مثال، اگر مطالبی را که آزمودنی در یک کار به آن توجه می کند، نامرتب یا درهم و آشفته بکنیم، اغلب نمی توان کم شدن کارآیی او را مشاهده کرد.
۳-عوامل تعیین کننده در توجه کردن:
این عوامل را می توان در دو گروه که به نحوی نیز با یکدیگر مربوط هستند، یعنی تعیین کننده های خارجی و داخلی، تشخیص داد. وقتی الگوهای محرک خارجی با محیط و اطراف خود تضاد دارند یا معمول و مرسوم یا عادی هستند ، از نظر جلب توجه دارای ارزش می شوند. تعیین کننده های داخلی آمادگی های مداومی هستند که از انگیزه ها ریشه می گیرند . آزمایش با یک محیط بصری یکنواخت یا یک جور نشان می دهد که آنچه شخص می بیند مه آلود است و در این شرایط اوضاع و احوال، جزئیات اشکال دیده نمی شود. این آزمایش ها اهمیت عدم تشابه یا یکنواختی شکل و زمینه را در ادراک طبیعی نشان میدهند.
زلال تر از آبی احساس و عمیق تر از دریای شوق و اخلاص کجا می توان یافت مگر در دنیای کودکی .صفای این دنیا ،من را به عنوان یک آموزگار و معلم برآن می دارد تا به دنبال راه های چگونگی پرورش این همه ...باشم. حضور در کنار این امانت های الهی ،حضور در برابر یک دنیا پاکی و تسلیم در مقابل ندای وجدان است. شما دوست عزیز می توانید با نظرات سازنده خود راهگشای من باشید.