یکی از مسائل اساسی تعلیم و تربیت کسب علم از راه تفکر یا تحقیق است. پاره ای از علاقه مندان به تعلیم و تربیت کسب علم را مهم تلقی می کنند.

آنچه مهم است و باعث استمرار آموزش می شود همان تفکر است. به عبارت دیگر، اگر قدرت فرد، یعنی نحوه ی بررسی مطالب ، پرورش یابد راه برای ادامه ی مطالعه و آموزش جهت فراگیری مطالب تازه در آینده باز خواهد بود.

یکی مسلمان تا زمانی که، واجدالشرایط تکلیف است، یعنی بالغ است، و سالم می باشد و از عقل و خرد برخوردار است باید پیوسته در اجرای دستورهای دینی اقدام کند.

یک مسلمان همیشه باید:

در تفکر در باره ی آفرینش جهان و درک نظام توحیدی تلاش نماید؛

به پرستش خدای یگانه اقدام کند؛

در تکامل شخصیت معنوی خود اقدام کند؛

در راه استمرار عدالت گام بردارد؛

در ریشه کن کردن ظلم کوشش کند؛

در مبارزه با فساد کوشا باشد؛

در جهاد در راه خدا که همان راه خیر و کمال ، راه استمرار عدالت ، راه تأمین رفاه مستضعفان ، راه برادری ، راه صلح و سازگاری است از فدا کردن جان و مال دریغ نورزد؛

در راه کسب علم و دانش و گسترش آن کوشش کند؛

در پرورش قدرت تفکر خود کوشا باشد؛

در حل مشکلات اجتماعی اقدام کند.

نقش مدرسه :

مدرسه موسسه ای از نهاد اجتماعی تعلیم و تربیت است که عالماً و عامداً تربیت اعضای آینده اجتماع را به عهده می گیرد. لازمه تحقق امر آموزش و پرورش این است که عمداً ارتباطی بین انسان ها بوجود آورد، اجتماع که خود معجونی است از ارتباطات، در این راه اقدام می کند. روابط انسانی موجود در درون مدرسه جانبخش ارتباط اجتماعی است. چون مدرسه در قالب ارتباطات عمدی که بوجود می آورد از طرق مختلف به فردی که در آینده قسمتی از مسئولیت های اجتماعی را به عهده خواهد گرفت، فهمیدن و تجزیه و تحلیل کردن را در کنار آموخته های خود کفایی جهت امرار معاش می آموزد. از این روست که مدرسه خود سیمایی است از اجتماع، در قالب اجتماعی کوچک برای کودکان و نوجوانان که کاملاً مشخص از سایر جوامع بشری است. به علاوه برآورد آرمان های عالی آموزش و پرورش  در رع نیازهای اجتماعی را برنامه هایی منظم و قبلاً تدارک شده ای لازم است. نظام های تربیتی با اقدام بر این عمل تحقق آنرا در محلی بنام مدرسه یا آموزشگاه عملی مسازند.مدرسه جهت سازندگیاجتماع کوشش می کند در برنامه ریزی های خود خواسته های اجتماعی را مورد توجه قرار می دهد. در این مسیر با تعمیم یگانگی و یکسانی هدف بین دانش آموزان وحدت جامعه را نیز تضمین می کند. جوامع گسترده تمدن امروزی را با یادگیری های غیرمستقیم یارای برآورد نیازهایش نیست، لذا وجود مدرسه الزامی شده و آنرا رکنی از استمرار انسان های اجتماعی قلمداد می کند: این اجتماع کوچک دانش آموختن را با ایجاد قدرت عمل اشاعه داده، حس اطاعت از قانون و مناطق را در فرد تقویت می نماید. می توان اذعان نمود که اجتماعی بدون تعلیم و تربیت نمی تواند موجود باشد چه آموزش و پرورش عامل اصلی و اساسی اجتماعی شدن هر فرد می باشد.

نتیجه گیری :

نتیجه گیری اینکه تفکر اهمیت به سزایی در زندگی اجتماعی افراد داشته و دارد. این تفکر خلاق زمانی به وجود می آید که فرد یا افراد با علاقه و اشتیاق به یادگیری علم بپردازند و در این راه با تقبل هزینه، صرف وقت و استفاده از ابزار لازم از محیط و امکانات و آنچه که به عنوان مدرسه در اختیار دارند استفاده مفید ببرند و با احترام به شخصیت و نقش معلم در پیشرفت اجتماع و افراد همواره باید خود دانش آموزان همه طالب فراگیری و یادگیری علوم و فنون باشند؛ چون « خواستن توانستن است »

منابع :

تعلیم و تربیت اسلامی، دکتر علی شریعتمداری ، چاپ امیرکبیر، 1370 .

جامعه شناسی آموزش و پرورش ، دکتر مصطفی عسکریان عطایی، 1359 .